خرید بک لینک
سلام. این مدت رها کردن و بخشیدن و دوست داشتن رو تمرین کردم. اما حس میکنم دوباره اعتماد بنفسم ساخته شده، حس میکنم قدم های مثبتی برای خودم برداشتم. کتاب چهار اثر رو دوباره خوندم و حالا دارم سعی میکنم برای بار سوم بخونمش، جملات طلاییش رو یادداشت میکنم و با خودم جلوی آیینه و یا زیر زبون تکرار میکنم.

برچسب: نویسنده: سپیده جعفری تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 0:42

سلام و سلام... یادم میاد وقتی تابستون و بهار گذشته داشتم روی جذب پول و ثروت کار میکردم، با خودم میگفتم آدمی که شغل نداره چطور میتونه پول جذب کنه و خوندم که باید باور و ایمان داشته باشی. باور کردیم، ایمان آوردیم و سپردبم به خودش و رها کردیم. وقتی این کار فروشندگی پیش روم قرار داده شد خیلی حرف ها و انرژی منفی ها هم سمتم اومد. اولی هاش پدر و مادرم بودن که تو ارشد گرفتی که فروشنده بشی؟! استادام منو اونجا دیدن و با تاسف برام سر تکون دادن که چرا شاگرد اول باید

برچسب: نویسنده: سپیده جعفری تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 0:42

شاید برای مدت یک ماه با نفس تنگی های عجیبم احساس میکردم نکنه کرونا گرفتم. حالم بد بود، واقعا بد بود. خستگی، نفس تنگی، تپش قلب شدید. اما فکر میکردم سکوت کردن کمکم میکنه. که باید قوی بود. چند باری بخاطر معده درد سرکار حالم بد شده بود و مصطفی اومده بود دنبالم. نمیخواستم جلوش ضعف نشون بدم. میخواستم قوی باشم. سکوت کردم و سکوت کردم. بعد از مدتی متوجه شدم جسمم نیست که بیماره، روحمه که داره به جسمم فشار میاره.

برچسب: نویسنده: سپیده جعفری تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 0:42

سلام. آنقدر دلم پر است و آنقدر سکوت کردم و خدا را صدا زدم و جوابی نشنیدم که ... آنقدر این روزها تنفرم از پدرم عمیق و پر رنگ شده که فکر نمیکنم هیچ گاه بتوانم ببخشمش.

برچسب: نویسنده: سپیده جعفری تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 0:42

سلام. با مصطفی حرف زدیم. میگوید بیش از حد اجازه میدعی پدرت روی حالت تاثیر بگذارد. گفت ما درگیر آخر راهیم و هیچ چیز جلوی ما را نمیتواند بگیرد. ازش اطمینان خواستم و امنیت... بهش گفتم

برچسب: نویسنده: سپیده جعفری تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 0:42

نه تنها خشمم خالی نشد بلکه بدتر هم شد،یکبارش کامل سر مامان داد زدم و امشب هن سر کار رئیسم دعوام شد. حالم اصلا خوب نیست، از اون شب هاییه که ده بار تا حالا به خود کشی فکر کردم.نمیدونم شاید فردا برم پیش مشاورم، که بهم نامه ای چیزی بده جایی بهم قرص بدن ک

برچسب: نویسنده: سپیده جعفری تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 0:42

صفحه بندی